دختری که گفت: نه!/سریال «بامداد خمار۲» و زمزمهی «گفته بودم اگه برگردی دوباره …»

تریتا نیوز /مهناز خدادوست: در تاریخ سینما و تلویزیون تعداد زیادی فیلم خوب درباره احساس زن بودن و دغدغههای زیادی که زنان با آن مواجه میشوند، وجود دارد. بعضی آثار تا حدود زیادی آنچه را که در مغز و قلب زنان میگذرد، تواناییهای خاص زنان و البته چالشهایی را که در طول زندگی با آن مواجه هستند، بهدرستی و با جزییات و ظرافتهای روانشناختی به تصویر میکشند.
بعد از موفقیت فصل اول “بامداد خمار ” طرفداران منتظر فصل دوم “بامدادخمار” بودند تا ادامه داستانی که پر از راز، هیجان، عشق ،دلدادگی و شخصیتهای پیچیده است را نظاره کنند و انگار همه ته دلشان « گفته بودم اگه برگردی دوباره/غم میره از دل و تاریکی میمیره»-صبر ایوب سرودهی سعید مهناویان و با اجرای جواد یساری- را برای تماشای ادامهی سریال زمزمه می کردند؛ مفهومی که یادآور بی تابی محبوبه برای وصال رحیم است.
روایت جدید ” بامداد خمار ” ، ادامه مستقیم فصل نخست است و از همان نقطه ناتمام آغاز میشود. ” بامداد خمار۲ “بهآرامی و بی هیچ عجلهای پیش میرود و شاید جذابیت سریال هم در همین باشد. شاید چیزی شبیه به خود زندگی باشد که گاهی آرام است و گاهی چنان باشتاب پیش میرود که حتی ذهنتان از آن عقب میماند.
سریال به خوبی به شکاف میان سنتهای خانوادگی و تمایلات فردی میپردازد و با روایتی چندوجهی، لایههای پنهانی از زندگی ” محبوبه” ، دختری از خاندان بصیر الملک را آشکار میکند که میان انتخاب عشق و وفاداری به انتظارات متعصبانه خانوادهاش سرگردان است. شخصیت اصلی سریال، “محبوبه است”؛ دختری نوجوان که ابتدای سریال پر از شور و هیجان و انگیزه است و رفته رفته به دلیل گرفتار شدن در عشق رحیم، زندگیاش تغییر میکند و حال روحیاش به تدریج خراب میشود.” محبوبه “دختری است که هنوز به شناختی از خودش نرسیده است.
” محبوبه” در احساس قوی و در عین حال از نظر ذهنی آسیبپذیر است. شرایط زندگی” محبوبه” بهگونهای است که نمیتواند تسلیم ضعفهای معمول زنانه شود. او میداند که باید قوی باشد و ناامیدی را کنار بگذارد.او نابغه نیست،اما بهدلیل پشتکار و توجهش به سرنوشت، در نهایت به چیزی که به نظر غیرممکن میرسد دست مییابد.
” بامداد خمار “اثری تکاندهنده درباره تمام زنانی است که میخواهند بگویند: نه! زنانی که طبیعتی سرکش و انرژی فوقالعادهای دارند. سریال ” بامداد خمار “صرفا داستان یک دختر بااستعداد را روایت نمیکند، بلکه دختری را نشان میدهد که قبل از هر چیز به عشق و خانوادهاش اهمیت میدهد ولی از خواستههای خود کوتاه نمیآید.
خلق نقش” محبوبه”-با آن همه خاطرات مخاطبان از رمان منبع- با چالشهای زیادی روبهرو بوده است، اما ترلان پروانه با هدایت نرگس آبیار که به غیر از سوابق کارگردانی، خودش هم سابقه ادبی دارد و زمانی داستانهایش را در نشریهی قدیمی اطلاعات هفتگی میخواندیم، بهخوبی توانسته از پس آن بربیاید.
سریال ” بامداد خمار ” با نشان دادن دختری که از یک سو جذاب، طناز و با اعتماد به نفس بالا است و از سوی دیگر دختربچهای که از جهان و هر کسی که در آن است وحشت دارد، مضمونی موثر به مخاطب منتقل میکند. با تماشای”بامداد خمار” میتوانید به این باور برسید که رسیدن به هیچ آرزویی غیرممکن نیست منتها باید جراتش را داشته باشید و تاوان کارتان را بدهید.
عشق و بخشش، بسیار ساده در سریال بازتعریف می شود. داستان دختری که معشوقش او را رها کرده است، و حالا او برای بقا و تحت هر شرایطی میخواهد به زندگی خود ادامه دهد.” بامداد خمار “شور عشق، حادثهی مهر ناگهانی و جامعه شناسی آدمها را در لوکیشنهای تاریخی و با لباسهای فاخر و زیبا و ارتباط عالی بین شخصیتها پدید آورده است.
با تماشای سریال عاشقانه و روانشناختی ” بامداد خمار “، فرصت آن را خواهید داشت که به عشق و چیستی آن نگاه کنید و در عین حال، با شخصیتهایی مانند ” محبوبه”، “رحیم” و “خجسته” و “منصور” و… آشنا شوید که هریک بهنوعی با عشق و پیامدهای آن دستوپنجه نرم میکنند. در خلال روایتهای سریال ” بامداد خمار” ، همچنان که با سرگذشت شخصیتها و ارتباط پیچیدهشان با یکدیگر آشنا میشوید، نگرشتان نیز نسبتبه عشق و ماهیت آن دگرگون خواهد شد.
انتخاب بازیگران بر اساس ویژگیهای ظاهری و توانایی شان انجام شده تا بتواند اتمسفر قاجاری و طبقاتی داستان را به بهترین شکل بازسازی کند. مادر و دختران خانواده، دایه، کلفت خانه و همچنین بصیرالملک جز شخصیتهای اثرگذار این سریال هستند و بیشترین نقش را در شکلگیری درام دارند.
تعدد و تنوع سکانسها درسریال” بامدادخمار ” نشان میدهد با اثر قابل توجهی از نظر هنری و تصویری مواجه هستیم؛ قاببندی دوربین، نوع نور و رنگی که در تصاویر دیده میشود، حسابشده و دقیق است. دقتی که در طراحی صحنه و لباس و اکسسوری انجام گرفته نشان میدهد که با اثر قابل اعتنایی طرفیم؛ این، یعنی احترام به چشم و سلیقه مخاطب.
عشق و عاشقی، یکی از قدیمیترین و در عین حال جذابترین سوژههای تاریخ داستانگویی است. روایتهای عاشقانه همیشه توانستهاند دل مخاطب را بلرزانند، اشک به چشم بیاورند و لبخند بر لب بنشانند.اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که دوست دارید با یک داستان احساسی عمیق، رابطهای پرچالش یا عشقی همراه شوید، “بامداد خمار ” میتواند گزینه خوبی برای تماشا باشد.

مهناز خدادوست / روزنامه نگار





