نا امیدی از اقدام مسئولان؛ امید به فضای مجازی

تریتا نیوز – سمیه جاهدعطائیان،روزنامه نگار،داستان واقعی «فرزاد» نوجوان اتیستیک ۲۳ ساله با آنکه به اندازه کافی دست به دست چرخیده و علاوه بر خانوادههای اتیسم، خانوادههای زیادی در این زمینه اطلاعات دارند اما هنوز مشخص نیست که چه بر سرش آمده. او قربانی هماهنگ نبودن دستگاه های بی شماری شده که درحوزه اتیسم اطلاعات مفید و کاربردی نداشتند. نیروی انتظامی، اورژانس، بیمارستان، اورژانس اجتماعی و … در این پرونده عملکرد قابل دفاعی از خود نشان ندادند. این نوجوان قبل از ربایش توسط فردی بیگانه، تمام کارهای شخصی اش را انجام می داد، به تنهایی دستشویی می رفت، حرکت می کرد و در خانه آرام و قرار نداشت اما حالا بعد از این حادثه پوشک میشود و در بستر ضعف و بیماری دراز کشیده است.
نمی فهمیم چه بر سر فرزاد آمده است
مادرِ «فرزاد» که همچنان از اتفاق پیش آمده دچار شوک و ناراحتی بوده و زمان وقوع این حادثه در سفر خارج از تهران به سر میبرده، نالان و نگران به خبرنگار شرق میگوید: «بعد از ناپدید شدن فرزاد، موضوع را به اداره آگاهی شاپور گزارش میدهیم. تعداد زیادی از اعضای فامیل مثل دایی، عمو و … هم تا نیمههای شب با ماشین در خیابانهای تهران و محل ناپدید شدن فرزاد گشت میدادند تا اثری از پیدا کنند. فردای همان روز اطلاعیهای با عکس پسرمان چاپ میکنیم و خبر مژدگانی و تعدادی شماره تماس میگذاریم تا اگر کسی خبری دارد اطلاع دهد. هنوز نمیدانیم که چه بر سر پسرمان آمدهاست. آثار کبودی روی بدن «فرزاد» مشخص است اما عکسهای سونوگرافی مشکل خاصی را نشان نداده است. خیلیها که به دیدن فرزاد میآیند، میگویند که از این بچهها برای حمل و جابجایی مواد مخدر استفاده میکنند. اما «فرزاد» نه کلام دارد و نه کاری از عهدهاش برمی آید. منتظر هستیم تا آدم ربا و فرد موتور سوار پیدا شود. هنوز نمیدانیم چه اتفاقی رخ داده است.»
نگرانی خانواده هایی که فرزند اتیستیک دارند
«فرزاد» با تماس فرد ناشناسی که تصویر اعلامیه منتشرشده را درفضای مجازی میبیند، شناسایی و پیدا میشود. طبق گفته مادرش و در بیمارستان سرگردان بوده و آرام و قرار نداشته است. انجمن اتیسم اعلام کرده است مدتی که «فرزاد» در این بیمارستان بستری بوده نقص پرونده داشته بههمین دلیل به پزشکی قانونی و نیروی انتظامی گزارشی مبنی بر وجود این فرد در بیمارستان ارایه نشده است و امکان پیدا شدن آن توسط خانواده همه فراهم نمی شود. خانواده او را در شرایطی پیدا میکنند که هیچ گزارشی در مورد شرایط سلامتی فرزندشان وجود نداشته و با این حال ترخیص میشود. تب بالا و عفونت ریه باعث میشود که «فرزاد» مجدد به سختی و با مقاومت کادر درمان در بیمارستان بستری شود.
حالا خانوادههای زیادی به خصوص خانوادههایی که فرزند با نیاز ویژه دارند با وقوع این اتفاق بیشتر نگران شده اند که چه خطراتی متوجه فرزندشان است؛ وقتی بچهای در روز روشن و در کنار پدر دزدیده میشود چه فجایع دیگری می تواند جان فرزندشان را به خطر اندازد؟
سامانه گم شدگان افراد طیف اتیسم در قلب سازمان بهزیستی
«پانتهآ فراهی» مادر «آرین» نوجوان مبتلا به اختلال اتیسم که در حوزه افراد با نیازهای ویژه در فضای مجازی فعالیت دارد به خبرنگار شرق میگوید: «مساله تلخ پیشآمده برای «فرزاد»، گم شدن «محمد معین جعفری» پسربچه اتیستیک و گم شدن بسیاری از بچههای این اختلال در مراکز خرید، به این موضوع مهم اشاره میکند که هربار اتفاقات این چنینی رخ می دهد و ما درسی از موضوع نمیگیریم. بهزیستی علاوه بر اینکه اورژانس اجتماعی فعالی دارد که باید به موقع به مشکلات معلولان در تمام زمینهها رسیدگی کند، کامل ترین اطلاعات فردی بچههای دارای معلولیت را نیز در پروندههایش موجود دارد. ما سالها در مورد سامانه گم شدن افراد طیف اتیسم صحبت می کنیم. اطلاعات این افراد بهخصوص طیف شدید و متوسط در سازمان بهزیستی موجود است و بهترین مرجع برای دسترسی به اطلاعات و هویت معلولان محسوب می شود. اتفاقات مکرر نشان میدهد که بچههای طیف شدید و متوسط بیشتر از طیف ضعیف در خطر و در معرض آسیب هستند. وقتی اتفاقی برای یکی از بچهها رخ میدهد این سامانه میتواند اطلاعات فرد را استخراج کند. اما لازم است لینک یا ارتباطی قوی و کاربردی میان این سامانه، اورژانس اجتماعی و نیروی انتظامی برقرار شود تا حادثه گم شدگی این افراد از طریق نیروی انتظامی به تمام پایگاهها و بیمارستانها اطلاع رسانی شود.»
پلیس در برخورد با افراد دارای معلولیت ناشی است
او با اشاره به نقش کمرنگ اورژانس اجتماعی در ماجرای «فرزاد» و حوادث مشابه ادامه میدهد: «بهزیستی اگر این لینک و ارتباط را برقرار کند میتواند در مساله بسیار شایع گم شدن و اختلالِ فرار بچهها به موقع اقدام کند. «فرزاد» با تلاش خانواده و توسط مردم شناسایی و به اورژانس تحویل داده شده است درحالی که اطلاعات «فرزاد» در سازمان بهزیستی موجود بود؛ سامانه «اطلاعات گم شدگان افراد طیف اتیسم» که ضرورت آن مکرر توسط خانوادهها هشتگ گذاری می شود با اقدام عاجل بهزیستی و برقراری ارتباط با نیروی انتظامی راه اندازی خواهد شد. حتی همان طور که با عنوان «پیشگیری» درمورد برخی موارد به مردم اطلاع رسانی میشود میتوان گم شدن افراد دارای معلولیت را هم به شهروندان اطلاع رسانی کرد تا تعداد بیشتری از افراد در جریان قرار گیرند.»
«فراهی» فعال در حوزه اطلاع رسانی پیرامون مشکلات نوجوانان اتیستیک آگاهی نهاد های خدمت رسان به مردم را بسیار ضعیف می داند؛ «بسیاری از بچههای طیف متوسط و ضیف مثل «فرزاد» که قدرت و توانایی کلام ندارند، نمی توانند به صورت کامل و با جزئیات اعلام کنند که چه اتفاقی رخ داده و چه شرایطی داشتند. پس وقتی پلیس با این بچه ها روبه رو میشود باید بداند چگونه برخورد کند. این مسئله در مورد اورژانس، کادر درمان و … هم مطرح میشود. خانواده ای که فرزند اتیستیک دارد اعلام می کند که فرزند طیف اتیسمشان در یکی از پارک های مناطق بالای تهران گم می شود و زمانیکه به پلیس مراجعه میکنند از آنها مدارک شناسایی می خواهند و میگویند درحال حاضر برای پیدا کردن بچه نیرویی ندارند. این در حالی است که خانواده تأکید میکند که بچه اتیسم است اما پلیس کاری انجام نمیدهد و درنهایت بچه بعد از چند ساعت از طریق مأموران پارک پیدا می شود. پلیس باید آموزش ببیند اما درنهایت وقتی آنها با یکی از بچههای اتیستیک زندگی نکنند نمیتوانند و نمیدانند که چگونه باید برخورد کنند.»
بیگانگی کادر درمان با افراد دارای اتیسم
این مادر با انتقاد از برخوردهای غیراصولی و مکرر پلیس میگوید: «پلیس هر بار به خانوادههای اتیسم میگوید «باز بچه را گم کردید، بچه چرا از شما فرار میکند، چه کردید که بچه از شما فرار می کند؟» این سوال ها نشان میدهد که پرسنل نیروی انتظامی کمترین درکی از این بچهها ندارند؛ با اینحال قبل از هر چیز باید سراغ مراکز درمانی رفته و پرسنل بهداشتی را که با جان بچهها سر و کار دارند آگاه کنیم. خانوادهای در فضای مجازی نوشته بود که کادر بیمارستان بچه تشنج کرده شان را به تخت میبندند و باعث ایجاد عفونت در بچه میشوند. تشنج در میان این بچهها نیز مثل «فرار» بسیار شایع است. دولتِ قبل که با انجمن اتیسم ارتباط تنگاتنگی داشت، نتوانست در این زمینه و برای آموزش کادر درمان در مواجه با بچههای دارای معلولیت اقدامی کند. بسیار پیش آمده که خانواده ای بچه را دکتر میبرد و دکتر بعد از مطلع شدن از اتیسم، به خانواده می گوید که اگر بچه کتک میزند، دستهایش را محکم نگه دارید. یا خانوادهها مجبور هستند به کادر درمان بگویند که از بچه شان نترسند. این جملات ساده نشان میدهد که هنوز هیچ اقدامی برای اطلاع رسانی صورت نگرفته و متاسفانه در ابتدای راه هم قرار نداریم.»
تا چه زمانی لاپوشانی و تکذیب ؟
«روشنک بستانچی» روانشناس کودک و نوجوان که در حیطه افراد با نیازهای ویژه فعالیت میکند با طرح ابهاماتی به خبرنگار شرق میگوید: «چطور ممکن است وقتی مجموعهای از مؤسسات، خانوادهها، انجمنها در حوزه افراد دارای معلولیت و افراد با نیازهای ویژه و … اطلاع رسانی میکنند چنین اتفاق و فاجعهای در این سطح رخ دهد؟ چرا ما روند رو به عقب را تجربه می کنیم؟همه بعد از وقوع این اتفاق تلخ میخواهند صدای فرزاد باشند اما انگار صدای هیچ کدام از ما شنیده نشده و فقط در میان مجموعهای از افرادی که با اختلال اتیسم درگیر هستند، منعکس میشود چرا که هنوز بعد از اینهمه اطلاع رسانی، تأثیر مثبتی در این ارتباط دیده نمی شود.»
این روانشناس با اعلام اینکه «بحث کلیشه ای «فرار» در بچه های اتیسم اتفاقی طبیعی و بحرانی به خصوص در میان طیف شدید بوده و خطرات بیشتری در کمین سایر بچه ها است، تاکید می کند: «بارها در این زمینه فریاد زدیم که راهاندازی سامانه ای دقیق که به نهادهای مرتبط مثل بیمارستان، نیروی انتظامی، اورژانس اجتماعی و … متصل باشد از اولین و مهم ترین خواستههای خانوادهها است. جای خالی این سامانه باعث شده که خانواده ها حوادث را در فضای مجازی اطلاع رسانی کنند و بعد از آن منتظر می مانند که اطلاعیه های مجازی دیده شوند. در عصر ارتباطات طبیعی است که توقع راهاندازی سامانه ای دقیق را از دولت داشته باشیم. تا چه زمانی قرار است لاپوشانی، تکذیب و استوری کنیم؟»
اورژانس اجتماعی چه کرد؟
«بستانچی» با انتقاد از عملکرد دستگاه ها در مواجه با مساله «فرزاد» تاکید می کند: «اورژانسی که بچه به او تحویل داده شده، بیمارستانی که بچه را بستری کرده، همه باید پاسخ گو باشند که آیا اطلاعات این بچه به نیروی انتظامی ارائه شده یا خیر. شواهد نشان می دهد که ماجرای ربوده شدن این بچه اطلاع رسانی و گزارش نشده است. اگر هویت این فرد بستری شده به موقع گزارش و خانواده به موقع در بیمارستان حاضر بود، دستهای بچه را به دلیل بی قراری به تخت نمی بستند. مادر وقتی کنار این فرد باشد، دست هایش را لمس کند، آرام می شود و می تواند حالات روحی بچه را کنترل کند. بی خبری خانواده باعث تنها بودن این بیمار در بیمارستان و آسیب روحی بیشتر به او شده است. آثار کبودی روی بدن او نشان می دهد که بحران شدیدی را پشت سر گذاشته و توانایی گفتن آنها را هم ندارد. در عین حال، بسیاری از آنها ادراک درد را هم ندارند و اگر بدترین بلا هم سر بچه بیاید نمیتوانند آن را انتقال دهنند. بیمارستان با دیدن بدن کبود بچه چرا دستهایش را به تخت میبندد تا زخمها تشدید شوند.»
این فعال حوزه افراد با نیازهای ویژه، اورژانس اجتماعی را واحدی بدون تعریف میداند؛ «وظیفه این اورژانس در جامعه چیست، چه زمانی قرار است مشکلات خانوادهها در این بخش اطلاعرسانی و مورد ارزیابی قرار گیرد. پیگیری مشکلات افراد دارای معلولیت در این واحد برعهدهی چه کسی است؟ چرا اورژانس اجتماعی این وظایف را عهدهدار نمیشود؟ در حالیکه خانوادهها خیلی صبوری میکنند تا یک حادثه بعد از انعکاس در فضای مجازی در رسانههای خارجی منعکس شود تا شاید در کشور به آنها بها داده شود و مشکل به صورت جدی پیگیری و شفاف شود.»
قطع امید از مسئولان و امید به فضای مجازی
«کیاندخت صالحی»، که فرزند ۲۶ ساله و مبتلا به اختلال اتیسم دارد نیز به خبرنگار شرق می گوید: «بسیاری از ما خانواده ها نگران هستیم که چرا فرد آدم ربایی به این خطرناکی که در روز روشن بچه ای را در کنار پدرش می رباید باید در جامعه رها باشد. شبیه به این فرد خطرناک در جامعه زیاد است. چرا نیروی انتظامی در کنار گشت های امنیت اخلاقی و اجتماعی در جامعه، در مورد این افراد خطرناک کاری نمی کنند؟ جلوگیری از وقوع چنین فجایعی کار چندان دشواری نیست و کافی است هماهنگی و تعامل قوی میان نهادها وجود داشته باشد. کافی است یکی از این ارگان ها خودشان را جای این خانواده ها قرار داده و تصور کنند که این بلا سر بچه خودشان آمده و فرزندشان برای لحظه ای گم شده است. آنوقت چه اقدامی انجام خواهند داد؟»
او می افزاید: وقتی خانواده ها به پلیس مراجعه می کنند که فرزند اتیستیکشان گم شده، پلیس اعلام می کند که یک ربع زمان صبر کنید تا شاید بچه برگردد، در حالیکه مشخص نیست در این مدت چه بر سر بچه خواهد آمد. پلیس باید بدون چون و چرا همان لحظه برای پیدا کردن بچه اقدام کند و زمان را از دست ندهد. اما با تعلل نیروی انتظامی، خانواده ها مجبور هستند که دست به دامن فضای مجازی شده و خودشان برای یافتن بچه اقدام کنند. اتفاق رخ داده برای «فرزاد» اولین و آخرین حادثه نبوده و باید با آسیب شناسی عملکرد نهاد ها در این زمینه از آن درس بگیریم.»
تا زمان انتشار این گزارش «فرزاد» به گفته مادرش، هنوز به دلیل تب و عفونت شدید در بیمارستان بستری است. او به خبرنگار شرق گفت: «دست های پسرم هنوز ورم دارد، داد می زند، بیقراری می کند و می خواهد که زودتر به خانه برود.» نیروی انتظامی روز گذشته اطلاع داده است که به پرونده این فرد دارای اتیسم ورود کرده و تحقیقات شروع شده است. خطر در کمین بیماران، افراد دارای اختلال اتیسم، بیماران آلزایمری، سالخوردگان، سالمندان و … در کمین است. برای پیشگیری چه کرده ایم؟
منبع : شرق