بررسی پیامدهای جنگهای تحمیلی دوم و سوم بر زیرساختها و منابع انسانی نظام سلامت

سلامت، بنیادیترین سرمایه انسانی و زیربنای توسعه پایدار، امنیت اجتماعی و اقتدار ملی است؛ سرمایهای که در شرایط جنگ، بیش از هر زمان دیگر در معرض تهدید قرار میگیرد. پیامدهای جنگ بر نظام سلامت، فراتر از تخریب بیمارستانها و تجهیزات پزشکی است و زنجیرهای از آسیبهای جسمی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و علمی را در پی دارد. ازاینرو، بررسی پیامدهای جنگهای تحمیلی دوم و سوم باید با نگاهی جامع، آیندهنگر و مبتنی بر شواهد علمی، هم زیرساختهای سلامت و هم سرمایه انسانی این نظام را دربرگیرد.
به گزارش تریتا نیوز به نقل از روابط عمومی و امور بین الملل فرهنگستان علوم پزشکی ایران: بیمارستانها، مراکز بهداشتی، آزمایشگاهها، شبکههای امدادرسانی و زنجیره تأمین دارو، اجزای بههمپیوسته نظامی هستند که اختلال در هر بخش آن میتواند حیات انسانهای بسیاری را تحت تأثیر قرار دهد. حفاظت از این ظرفیتها، افزون بر ضرورت انسانی و اخلاقی، مستلزم پایبندی به حقوق بینالملل بشردوستانه و تضمین دسترسی ایمن و بدون تبعیض مردم به خدمات سلامت است. نخستین ضرورت کارشناسی، تدوین نقشه ملی آسیبپذیری زیرساختهای سلامت و شناسایی مراکز حیاتی، نقاط گلوگاهی و وابستگیهای متقابل آنها به انرژی، آب، ارتباطات و زنجیره تأمین است. این ارزیابی باید به برنامهای عملیاتی برای تداوم خدمات حیاتی در بحران تبدیل شود؛ برنامهای که مسئولیتها، مسیرهای جایگزین و شیوه هماهنگی میان دستگاهها را بهروشنی مشخص کند.
ایجاد ذخایر راهبردی و چرخشی دارو، فرآوردههای خونی، تجهیزات مصرفی و اقلام ضروری، همراه با نظام توزیع هوشمند و شفاف، از اولویتهای اساسی آمادگی نظام سلامت است. همچنین، تقویت تولید داخلی اقلام راهبردی، تنوعبخشی به مسیرهای تأمین و استقرار سامانههای پشتیبان اطلاعاتی میتواند از وابستگیهای پرخطر و وقفه در ارائه خدمات بکاهد. بااینحال، هیچ زیرساختی بدون نیروی انسانی توانمند، ایمن و باانگیزه قادر به انجام مأموریت خود نیست؛ پزشکان، پرستاران، نیروهای فوریتهای پزشکی و سایر کارکنان سلامت، ستونهای پایداری این نظاماند.
حمایت از این سرمایه ارزشمند باید شامل آموزش مستمر مدیریت بحران، تأمین تجهیزات حفاظت فردی، برنامهریزی برای شیفتهای جایگزین و پیشگیری از فرسودگی شغلی باشد. پرداخت بهموقع حقوق و مزایا، حمایت از خانواده کارکنان آسیبدیده و فراهمکردن دسترسی محرمانه به خدمات سلامت روان، از الزامات صیانت از نیروی انسانی در شرایط بحران است. در کنار آسیبهای جسمی، پیامدهای روانشناختی جنگ بر مجروحان، کودکان، خانوادههای داغدار، سالمندان و کارکنان سلامت باید بهعنوان بخشی اساسی از برنامه ملی پاسخ و بازتوانی شناخته شود. ادغام خدمات سلامت روان در مراقبتهای اولیه، شناسایی زودهنگام اختلالات، ارائه حمایتهای اجتماعی و تضمین پیگیری بلندمدت، میتواند از مزمنشدن رنجهای ناشی از جنگ جلوگیری کند.
از سوی دیگر، بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن، افراد دارای معلولیت، مادران باردار، کودکان و سالمندان در بحران به مراقبتهای پیوسته و حمایتهای متناسب با نیازهای خود احتیاج دارند. بنابراین، تدوین فهرستهای بهروز از بیماران پرخطر، پیشبینی مسیرهای دسترسی جایگزین و تضمین تداوم درمانهای ضروری باید در برنامه آمادگی مراکز سلامت جایگاه مشخصی داشته باشد. تصمیمگیری اثربخش نیز بدون دادههای معتبر امکانپذیر نیست؛ ازاینرو، ایجاد نظام ملی ثبت و پایش پیامدهای جنگ بر سلامت، ضرورتی علمی و مدیریتی به شمار میرود. این نظام باید با رعایت محرمانگی اطلاعات، اصول اخلاق پژوهش و استانداردهای معتبر، آسیبهای جسمی و روانی، بیماریهای ناشی از اختلال خدمات و خسارتهای زیرساختی را مستند سازد. تحلیل این دادهها میتواند مبنای اولویتبندی منابع، شناسایی مناطق نیازمند مداخله و ارزیابی اثربخشی برنامههای بازسازی قرار گیرد.
فرهنگستان علوم پزشکی میتواند با بهرهگیری از ظرفیت متخصصان، دانشگاهها و انجمنهای علمی، در تدوین چارچوبهای کارشناسی، ارزیابی شواهد و ارائه پیشنهادهای سیاستی مستقل و مستند نقشآفرین باشد. پیشنهاد میشود کارگروهی ملی با مشارکت نهادهای مسئول و صاحبنظران حوزههای بالینی، بهداشت عمومی، مهندسی پزشکی، اقتصاد سلامت، اخلاق و حقوق پزشکی تشکیل شود. مأموریت این کارگروه باید تدوین برنامهای مرحلهبندیشده برای آمادگی، پاسخ اضطراری، بازتوانی و بازسازی پایدار نظام سلامت، همراه با تعیین شاخصهای سنجش عملکرد باشد.
در این مسیر، بازسازی نباید صرفاً به معنای جایگزینی ساختمانها و تجهیزات آسیبدیده تلقی شود؛ بلکه فرصتی برای اصلاح ساختارها، ارتقای فناوری و کاهش نابرابری در دسترسی به خدمات سلامت است. بهرهگیری از طراحی مقاوم، سامانههای انرژی پشتیبان، ارتباطات اضطراری، پروندههای الکترونیک ایمن و ظرفیتهای پزشکی از راه دور میتواند تابآوری مراکز درمانی را افزایش دهد. آموزش عمومی نیز باید بخشی جداییناپذیر از این راهبرد باشد؛ زیرا آگاهی مردم درباره کمکهای اولیه، دسترسی به خدمات ضروری و شیوه دریافت اطلاعات معتبر، از آسیبهای قابل پیشگیری میکاهد. همکاری میان وزارت بهداشت، سازمانهای امدادی، دانشگاهها، نهادهای پشتیبان و مدیریتهای محلی باید بر پایه تقسیم کار روشن، تبادل اطلاعات و تمرینهای مشترک پیش از بحران استوار شود.
در سطح بینالمللی نیز مستندسازی علمی تجربهها و تعامل با نهادهای تخصصی، از جمله سازمان جهانی بهداشت و یونسکو در حوزههای متناسب با مأموریت هر نهاد، میتواند به توسعه دانش و تقویت همکاریهای علمی کمک کند. تحقق این پیشنهادها مستلزم تأمین مالی پایدار، تعیین متولی مشخص، زمانبندی اجرایی، انتشار گزارشهای دورهای و پاسخگویی شفاف درباره میزان پیشرفت برنامههاست. معیار موفقیت، تنها سرعت بازسازی تأسیسات نیست؛ بلکه کاهش مرگومیر قابل پیشگیری، تداوم درمان، حفظ نیروی انسانی، افزایش اعتماد عمومی و دسترسی عادلانه مردم به خدمات باکیفیت است.
فرهنگستان علوم پزشکی بر این باور است که صیانت از سلامت در برابر پیامدهای جنگ، مسئولیتی ملی و انسانی است و تبدیل تجربههای تلخ به دانش، آمادگی و اصلاحات پایدار، ضرورتی برای پاسداشت کرامت انسان و تضمین سلامت نسلهای آینده به شمار میرود. بازسازی نظام سلامت، هنگامی به معنای واقعی کلمه موفق خواهد بود که نهتنها آنچه را آسیب دیده است احیا کند، بلکه نظامی ایمنتر، عادلانهتر، کارآمدتر و تابآورتر برای روزهای دشوار آینده بنا نهد.





