گزارش اقلیت

شروع اکران «زیر سقف دودی» ساخته پوران درخشنده از هفته گذشته، انگیزه ای شد تا در مروری بر آثار فیلمسازان شاخص زن ایرانی در گذر از سه دهه اخیر، به مسئله ژانرگرایی در آثار آنان بپردازیم. اینکه چرا ژانر غالب در جریان فیلمسازی زنان درام های اجتماعی تلخ هستند و کمتر دیده شده به حوزه های دیگر سرک بکشند. این در حالی است که در سینمای جهان و به ویژه هالیوود طی این سالها به طور مثال شاهد پروژه های جنگی و عظیمی از سوی برخی فیلمسازان زن مثل کاترین بیگلو (قفسه درد) یا آنجلینا جولی (شکست ناپذیر) بوده ایم. روز گذشته در شماره نخست مطلب حاضر به کارنامه سه تن از شاخص ترین فیلمسازان زن کشورمان رخشان بنی اعتماد، پوران درخشنده و تهمینه میلانی پرداختیم و امروز در بخش دوم درباره چند کارگردان دیگر خواهیم نوشت.
فریال بهزاد، ایده آل در ژانر گرایی
فریال بهزاد و غلامرضا آزادی زوجی که هر دو از خانواده سینمای ایران هستند، شاید به دلیل خودداری از ورود به حاشیه ها و پیگیری جریانی آرام در پروسه فعالیت شان کمتر در محل توجه رسانه ها قرار داشته اند و طبعاً آثارشان هم متأثر از همین مسئله، چندان که پیش بینی می شده خبرساز نبوده است. بهزاد اتفاقاً از حیث توجه به ژانرهای مختلف در فیلمسازی اش در قیاس با همه همنسلانش عملکرد به مراتب بهتری داشته است. البته شاید بتوان گفت که این توجه گاه به دلیل کیفیت و ماهیت اثر چندان محل بحث قرار نگرفته. بهزاد فیلمسازی حرفه ای را در سال ۶۸ با فیلم کودکانه «کاکلی» بر اساس فیلمنامه ای خیال پرورانه از هوشنگ مرادی کرمانی آغاز کرد. فیلم اگرچه پروداکشن گسترده ای نداشت، ولی با توجه به بضاعت و معیارهای سینمای دهه ۶۰ با استقبال نسبی مواجه شد. فیلمساز با رعایت این نکته که سینمای کودک باید برای قشر بزرگسال هم به عنوان والدین و همراه بچه ها در سالن جذاب باشد، فیلم خود را روانه پرده سینماها کرده بود، اما این استقبال تا حدی نبود که کفاف هزینه های فیلم را بدهد، به گفته غلامرضا آزادی که به طور مشترک «کاکلی» را با داریوش بابائیان تهیه کرده بود، فیلم با بودجه ۳۰ میلیون تومانی ساخته شد، ولی در تهران فقط ۹ میلیون تومان فروخت که از حیث برگشت سرمایه، قابل قبول نبود. با این وصف، بهزاد همچنان مصمم به حوزه فیلم کودک وفادار ماند و دومین ساخته اش «دره شاپرک ها» را دو سال بعد در همین ژانر ساخت. بهزاد این بار از تخصص همسرش در طراحی جلوه های ویژه کامپیوتری استفاده بیشتری کرد و به بار تخیل تصویری فیلم افزود. فیلم با فیلمنامه ای از کارگردان و نوشابه امیری قصه ای حماسی را در فضایی کودکانه روایت می کرد؛ «اختر شناس پیری پس از تشخیص تاریخ کسوف، سه نوه اش رشید، جمشید و خورشید را به سرزمین عسلی می فرستد تا طلسم غول سنگی بد جنس را بشکنند…». فیلم مایه های موزیکال جذابی هم داشت و تهیه کننده اش اخیراً گفته آنرا ۲۵ سال در مهدکودک های فرانسه نمایش می داده اند تا به ادعای مسوولان این کشور، زبان فارسی را به فرزندانشان از طریق اشعار فیلم بیاموزند. البته این فیلم هم سود مالی چندانی نصیب سازندگانش نکرد. بهزاد چهار سال بعد دوباره با تکیه بر جذابیت و مسحور کنندگی جلوه های ویژه تصویری، بر اساس داستان معروف هربرت جرج ولز فیلم «مرد نامرئی» را ساخت. فیلم گیشه موفقی نداشت و شاید بخشی از این مسئله به دلیل سلیقه خاص تماشاگران در دهه ۷۰ برای پیگیری درام های اجتماعی و عاشقانه و تا حدی اکشن های تجاری بود و اینکه گروه بازیگران اثر ستاره ای نداشت. مهدی سجاده چی در فیلمنامه ای که برای بهزاد نوشته بود، با رعایت محدودیت های تکنیکی و ملاحظات عرفی، تلاش کرده بود اقتباسی ایرانی از اثر داشته باشد. بهزاد هم در تصویر فیلمنامه روی این دو نکته تمرکز خاصی داشت؛ حال آنکه بخش زیادی از تم چنین قصه ای، امکان پردازش در سینمای ایران را نداشت و شاید به همین دلیل، فیلم با استقبال مواجه نشد. بهزاد شاید بعد از سه فیلم تخیلی و عدم نتیجه گرفتن، به سمت سینمای اجتماعی تغییر مسیر داد. البته او در مرز این دو سینما در سال ۷۵، کمدی خانوادگی «روزی که خواستگار آمد» را هم ساخت که موفق نبود و با شاخصه های یک طنز حتی در مقیاس عامه پسندش هم جور نبود. از آن سال تا امروز بهزاد سه فیلم «شور زندگی»، «پرستوهای عاشق» و «حریر» را ساخته که هر سه درام هایی اجتماعی هستند و آخری شان سال گذشته اکران سردی را تجربه کرد. حال باید دید بهزاد پس از سه فیلم اجتماعی شکست خورده، دوباره به نیمه نخست دوران فیلمسازی اش تأسی خواهد کرد و به دامن تخیل بی انتها پناه خواهد برد یا خیر.
انسیه شاه حسینی؛ پیگیر سینمای جنگ
انسیه شاه حسینی تنها فیلمساز زنی است که هر چهار فیلم کارنامه اش در حوزه سینمای دفاع مقدس ساخته شده و قطعاً این اصرار در فیلم های آینده او نیز به عنوان یک کارگردان ارزشی و اصولگرا استمرار خواهد یافت. او سال ۸۳ با «غروب شد بیا» وارد عرصه کارگردانی سینما شد که فیلم در دو هفته ۱۴ میلیون فروخت و این برای فیلمی که تنها ستاره اش لادن مستوفی بود، رقم پایینی محسوب نمی شد. او سال بعد از آن، فیلم «شب بخیر فرمانده» را ساخت که موفق تر از ساخته قبل اش بود و در جشنواره های جهانی هم درخشید. فیلم دوباره لادن مستوفی را در نقش اصلی داشت که از جشنواره اوراسیا جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کرد. شاه حسینی در فیلم بعدی اش از محوریت زنان در سینمای جنگ صرف نظر کرد و فیلمی مردانه ساخت که به نظر می رسید با توجه به نامش، در عین رعایت دغدغه های فیلمساز، چشم به گیشه هم دارد. اینکه کنایه های سیاسی تندی هم در لفافه مطرح شده بود که نشان از علقه دیدگاه های فیلمساز در فضای جناحی کشور بود. به گفته خودش، در سه فیلم نامبرده، «مولفه ها و نقاط مشترکی است که هرگز گسسته نشده که مهمترین آن انسان در شرایط بحران است که در پنالتی نمود بیشتری دارد». البته فروش فیلم های مذکور به حدی نبود که عنوان بازگشت سرمایه برایشان مناسب باشد. با این حال شاه حسینی سال ۹۰ آخرین فیلمش «زیباتر از زندگی» را هم در ژانر جنگی ساخت و حامد کمیلی را به عنوان نقش اصلی آن انتخاب کرد. بازیگری که یکی دو سال قبل از آن با «پسر آدم، دختر حوا» و سال قبل از آن با «اخلاقتو خوب کن» گیشه امیدوار کننده ای را تجربه کرده بود. با این حال «زیباتر از زندگی» هم فروش بالایی نداشت و شکست تجاری سنگینی داشت. او چندی قبل اعلام کرد قصد دارد فیلمی با عنوان «به کودکان شلیک نکنید» را جلوی دوربین ببرد که به گفته خودش موضوع به روزی دارد، ولی طبق شنیده ها این اثر هم با مضمون جنگ در منطقه مرتبط است.
مرضیه برومند، مقید به ژانر کودک
مرضیه برومند هر چند در تلویزیون سریالهای متعددی را برای بزرگسالان ساخته که اوج آنها «آرایشگاه زیبا» است، ولی مجموعه های محبوبی را هم برای کودکان داشته که از جمله پرطرفدارترین آنها باید به «قصه های تا به تا» و «خونه مادربزرگه» اشاره کرد. در عین حال او در سینما، تمام فیلمهایش را برای کودکان ساخته است. چهار فیلمی که او از سال ۶۴ تاکنون ساخته، یعنی «شهر موشها»ی یک و دو، «الو! الو! من جوجوام» و «مربای شیرین» همگی آثاری ویژه کودک و نوجوان بوده اند. برومند از معدود سینماگران زن است که ساخته هایش برای گروه کودک و نوجوان همیشه محبوب و پرتماشاگر هم از آب در آمده اند. سینمایی که سالهاست بی رمق به حیات رنجور خود ادامه می دهد و کمتر امکان رقابت با نمونه های جذاب خارجی را هم دارد. ضمن اینکه اصولاً حمایت از سینمای کودک چنان پایین و غیر قابل اطمینان است که بخش خصوصی هم کمتر رغبت به حضور در این عرصه را دارد. با این وجود برومند سه سال پیش با سرمایه هنگفتی از بخش خصوصی «شهر موشها ۲» را روی پرده برد که یک نا امیدی محض بود. فیلم اگرچه پشتوانه محبوبیت نسخه اول خود در دهه ۶۰ و حس نوستالژی تماشاگران پا به سن گذاشته امروزش توانست فروش بالایی داشته باشد، اما در واقع فیلمی ضعیف و غیر قابل دفاع بود. فیلم حتی در زمینه ترانه ها هم نتوانست به پای نسخه اول خود برسد. با این حال هنوز مشخص نیست که برومند در فیلم بعدی اش هم به این ژانر وفادار بماند یا خیر.