ظهور کمدی های گزنده و درام های تکان دهنده

مطلب حاضر مروری است گزیده و کوتاه بر فیلم های پرفروش و آثار اکران شده از آغاز انقلاب تا امروز در هر سال. اینکه چه عواملی در بروز این توفیق و گیشه موفق موثر بوده اند و گذری هم بر حاشیه های اکران آنها در مقطع اکران عمومی.در این قسمت به پر فروش ترین های اواخر دهه هفتاد و اوایل هشتاد می پردازیم.
سال ۷۷، مرد عوضی
«مرد عوضی» محمدرضا هنرمند که جز اسمش، هیچ ارتباطی با ساخته هیچکاک ندارد، در سال ۷۷ به فروش ۴۰۰ میلیون و ۵۷۰ هزار تومانی دست یافت. هنرمند که در هر فیلمش ساختار شکنی های خاص خود را دارد، باز هم در به تصویر کشیدن فیلمنامه بامزه فرهاد توحیدی، نگاه فانتزی مألوفش را لحاظ کرد. او با توجه به توانایی های پرویز پرستویی در عرصه کمدی که پیش از آن در «لیلی با من است» به خوبی محک خورده بود، از این بازیگر در نقشی استفاده کرد که در نگاه نخست، در تضاد با چهره و کاریزمای او بود. با این حال پرستویی به درک خوبی از نقش و ماهیت کمدی فانتزی فیلم رسید و در تقابل جسورانه با دو کاراکتری که در داستان همسرش بودند، از پس اجرای آن بر آمد. فاطمه معتمد آریا و افسانه بایگان نقش این دو زن را داشتند و چند کمدین تلویزیونی هم نقش های فرعی را گرفتند. فیلم در دومین جشن خانه سینما در هشت رشته کاندیدا بود که در سه رشته بهترین بازیگر مرد و نقش دوم زن (زهره مجابی) جایزه گرفت. سوژه فیلم یعنی جابه جایی مغز دو انسان خیلی بکر و جدید نبود، اما با توجه به بستر کمدی فیلم خیلی مورد توجه واقع شد. از سویی طرح برخی شوخیهای به شدت نامتعارف تا آن سال در فیلم که اغلب بر پایه مسائل جنسی بود و سابقه نداشت، نگاه کنجکاو مخاطبان را معطوف آن کرد. «مرد عوضی» البته اگر چه در زمان خود دست کم از حیث مضمونی پیشرو بود، اما در میان ساخته های کارگردانش اثر چندان شاخصی محسوب نمی شود.
هنرمند در این فیلم پس از «دزد عروسکها» توانایی بالای خود در طرح ریزی و بسط فضای فانتزی دوست داشتنی را در سینما به رخ کشید. قدرتی که دو سال بعد در «مومیایی ۳» هم به بلوغ رسید و آن فیلم را هم در زمره پرفروش ها جای داد. ضمن اینکه فیلم در پیشبرد پایاپای شوخیهای کلامی و تصویری و ایرانیزه کردن داستانی که شاید خیلی در کشور ما امکان پذیرش آن نباشد، به درستی گام برداشته بود.
سال ۷۸، قرمز
سال ۷۸ سال «قرمز» بود. فیلمی که ۳۵۰ میلیون تومان فروخت و کارگردانش را از خاکستر نشینی ناشی از شکست همه جانبه نخستین ساخته اش «صعود»، نجات داد و روی پا نگه داشت. «قرمز» یک سورپرایز تام و تمام برای تماشاگران و منتقدان بود. فیلم در جشن سوم خانه سینما در هفت رشته کاندیدا شد که در دو رشته بهترین بازیگر نقش اول مرد (محمدرضا فروتن) و نقش دوم زن (کمند امیر سلیمانی) تندیس گرفت و در دوره هفدهم فیلم فجر هم در ۱۰ رشته نامزد شد که دو سیمرغ برای هدیه تهرانی و فروتن در پی داشت و از کمند امیرسلیمانی هم تقدیر شد. توفیق این فیلم به واقع مسیر فیلمسازی جیرانی را تغییر داد و او را به فیلمساز بهتری بدل کرد. هر چند در ادامه با وجود دو فیلم قابل توجه «شام آخر» و «سالاد فصل»، همچنان خیلی ها «قرمز» را بهترین ساخته او می دانند. در پرفروش شدن «قرمز» به عنوان فیلمی اجتماعی، چند عامل دخیل بودند. داستان گزنده و تکان دهنده ای که سوژه فیلمنامه جیرانی بود و بهترین بهره برداری را از کاراکتر سادیستی ناصر (محمدرضا فروتن) در مواجهه با همسرش هستی (هدیه تهرانی) داشت و این تهاجم و عتاب آزار دهنده در فیلم های پیشین آن سالها کمتر دیده شده بود. فروتن که در آن برهه با «مرسدس» بدل به یک ستاره شده بود، در کنار تهرانی که با «سلطان» و «غریبانه»،گیشه فوق العاده و محبوبیت گسترده ای را پیش روی خود می دید، زوج ایده آلی را تشکیل داده بودند. جیرانی حتی از کمند امیرسلیمانی هم بازی چشمگیری گرفته بود و این مثلث خیره کننده در کنار ریتم مطلوب و فیلمنامه ای با چفت و بست دقیق، «قرمز» را برای تماشاگران به انتخابی در خور بدل کرد. جیرانی در جایی درباره بخشی از این ساخته اش نکته ای گفته که شمه ای از شرایط ممیزی در آن سالها را نشان می دهد: «جایی در فیلم «قرمز» ناصر ملک (فروتن) هدفون را به گوش هستی مشرقی (تهرانی) می گذارد که آهنگ فیلم «تایتانیک» در آن پخش می شود. زمانی که «قرمز» در سینماها اکران شد، به دلیل همین آهنگ فیلم «تایتانیک»، عده بسیاری اعتراض کردند؛ در حالی که امروز «تایتانیک» در شبکه ویدئویی کشور دوبله و عرضه شده است»!
سال ۷۹، شوکران
دومین صدرنشین جدول فروش در یک سال در کارنامه بهروز افخمی پس از «عروس» در سال ۱۳۷۰، فیلم «شوکران» بود که سال ۷۹ اکران شد و ۳۸۰ میلیون تومان فروش داشت. فیلم در جشن خانه سینما در هفت رشته کاندیدا شد. البته بخش عمده ای از فروش این فیلم مدیون اعتراضاتی بود که برخی گروه های مذهبی و نیز شماری از پرستاران نسبت به محتوای آن داشتند. همین مسئله منجر به آن شد که فروش سوت و کور دو ـ سه روز نخست، ناگهان اوج بگیرد. هدیه تهرانی که پس از سه فیلم «سلطان»، «غریبانه» و «قرمز» حسابی جای پای خود را در سینما محکم کرده بود، اینجا دوباره و دو سال پس از اکران فیلم پرطرفدار مسعود کیمیایی با فریبرز عرب نیا همبازی شده و همین عامل، خاطره خوش فیلم قبلی را برای سینماروها زنده می کرد. تهرانی در نقش پرستاری به نام سیما ریاحی البته در فیلم افخمی کاراکتری کمتر در قید و بند اخلاقیات بود که این رفتار، مورد اعتراض پرستاران واقع شد، (تهرانی چیزی مشابه همین نقش را یک سال پس از «شوکران» در فیلم «خانه ای روی آب» بهمن فرمان آرا هم پذیرفت تا احتمالاً ثابت کند چندان دلنگرانی از چنین اعتراضاتی ندارد!) «شوکران» یک درام عاشقانه تأمل برانگیز و احساسات گرایانه است که افخمی با افزودن چاشنی محدودی از حواشی ضمنی و اشارات گنگ سیاسی، کوشید ابعادی فراتر از قصه مردی دو زنه بیابد. افخمی در نگارش فیلمنامه از مینو فرشچی که یک سال پیش از آن در فیلم «بانوی اردیبهشت» رخشان بنی اعتماد هم حضور چشمگیر و تأثیرگذاری در نقش یک زن ارائه داده بود، بهره جست تا تصویر دقیق تری از کاراکتری مونث شوکران داشته باشد. افخمی در مصاحبه درباره این فیلم گفته: «موقعیت موج سواری من درباره شوکران باعث شد این فیلم، خیلی بهتر از فیلمنامه اش باشد. فیلمنامه «شوکران» برای غوغا بیات نوشته شده بود، ولی با عوض شدن بازیگر فیلم و آمدن هدیه تهرانی، بر اساس فیزیک بازیگر انتخاب شده، فیلمنامه و فیلم تغییر کرد».
سال ۸۰، سگ کشی
بهرام بیضایی با اکران «سگ کشی» در سال ۸۰، توانست عنوان سازنده پرفروش ترین فیلم سال را از آن خود کند. کارگردان سرشناس ایرانی این فیلم را پس از ۱۰ سال دوری از عرصه سینما روی پرده فرستاد و فقط در تهران ۳۰۰ میلیون تومان فروخت. فیلم در پنجمین جشن خانه سینما در ۱۶ رشته کاندیدا شد و تندیس بهترین فیلم، کارگردانی و طراحی صحنه را تصاحب کرد. «سگ کشی» در دوره نوزدهم جشنواره فیلم فجر هم در ۱۴ رشته کاندیدا شد که در شش رشته جایزه گرفت. «سگ کشی» را از لحاظ تماتیک می توان فریاد اعتراض بیضایی در انتقاد از وضع موجود دانست که تلخی سهمگینی بر آن سایه افکنده. فیلم با آنکه یک قهرمان مونث دارد (گلرخ کمالی با بازی همسرش مژده شمسایی)، اما به نظر می رسد این خود بیضایی است که قهرمان فیلمش محسوب می شود. جهان سوداگرانه ای که در «سگ کشی» تصویر شده و پلشتی حاکم بر مناسبات کاراکترهای فیلم، نمود واضحی از ذهنیات غیر خوش بینانه فیلمساز به جامعه و محیط پیرامونی اش است. فضایی تکان دهنده که تماشاگر را با خود درگیر می کند. روند پرفروش شدن «سگ کشی» به عنوان یک درام اجتماعی گزنده در سال ۸۰، استمراری بر صدرنشینی فیلم هایی همچون «قرمز» و «شوکران» به ترتیب در دو سال پیش از آن بود. هر چند از آن سال تا به امروز، شاهد سیطره کمدی ها در صدر جدول فروش هر سال بوده ایم.
یکی از مهمترین دلایل فروش بالای فیلم در زمان خود، بازگشت چهره ای در جایگاه و با اعتبار بیضایی به سینما بود. البته او هشت سال بعد زمانی که با فیلم «وقتی همه خوابیم» به سینما بازگشت، باز هم تا حدود زیادی در گیشه موفق بود. فیلمی که همچنان عنوان آخرین ساخته او را با خود دارد. «سگ کشی» در عین استقبال گرمی که در گیشه و از سوی منتقدان با آن مواجه شد، بازخوردهای منفی هم کم داشت و برخی منتقدان آنرا اثری سرد، غیر منعطف و اغراق آمیز ارزیابی کردند.
سال ۸۱، «کلاه قرمزی و سروناز»
فروش نیم میلیاردی دومین نسخه سینمایی با محوریت عروسک کلاه قرمزی، ثابت کرد این شخصیت تلویزیونی همچنان بلد است چطور پولسازی کند. این در حالی بود که ایرج طهماسب پس از توفیق «کلاه قرمزی و پسر خاله» در سال ۷۳ به عنوان پرفروش ترین فیلم سال، فیلم عروسکی «یکی بود، یکی نبود» و ملودرام عاشقانه «دختر شیرینی فروش» را ساخت که به اندازه کلاه قرمزی در گیشه موفق نبودند. کاندیداتوری برای دریافت جایزه بهترین فیلمبرداری (عزیز ساعتی) از دوره هفتم جشن خانه سینما، تنها افتخار فیلم بود. این فیلم بیشتر روی وجوهی از این عروسک در روایت خود بهره گرفته بود که شاید در تلویزیون مجال ایده آل و خوبی برای پرداختن به آن نبود؛ کلاه قرمزی عاشق! کلاه قرمزی در تلویزیون بیشتر روی مسائل اجتماعی و خانوادگی، البته از دیدگاه یک کودک یا همان عروسک شیطان و بازیگوش مانور می دهد، اما دراین فیلم تلاش شد روی ابعاد عاشقانه اش کار شود. با وجود فروش بالا، فیلم یک اثر بی حال و کسالت آور بود که در مرز میان کودک و بزرگسال دست و پا می زد و هیچیک را هم راضی نمی کرد. عروسک های مونث فیلم هم باری از روی دوش آن بر نمی داشتند. شاید اگر تمهیدی که طهماسب و حمید جبلی در افزودن عروسکهای جدید بامزه به نسخه تلویزیونی کلاه قرمزی و سینمایی بعدی و بازنگری در نگارش متنهای آن اندیشیدند نبود، این عروسک و آثار مرتبط با آن محبوبیت امروز را نداشتند.
سال ۸۲، توکیو بدون توقف
بی اغراق «توکیو بدون توقف» را باید بدترین فیلم صدرنشین فهرست سالانه پرفروش ترین آثار سینمای ایران طی سی و اندی سال گذشته دانست. فیلمی که اشکالات ساختاری و محتوایی فراوان آن زیر سایه بازی و محبوبیت مهران مدیری قرار گرفت و مردم را به سینماها کشاند تا فروشی ۴۳۰ میلیونی برای آن رقم بخورد. سعید عالم زاده این کمدی سطحی را بر اساس فیلمنامه ای از فرهاد توحیدی ساخت و پانته آ بهرام، حسن شکوهی، گوهر خیراندیش، الیزابت امینی و… دیگر بازیگرانش بودند. توحیدی دو ـ سه سال قبل از آن دو کمدی پرفروش «مرد عوضی» و «دنیا» را نوشته و رگ خواب مخاطبان عام دستش آمده بود. عالم زاده اما با وجود موفقیت تجاری «توکیو بدون توقف»، تا امروز امکان حضور دوباره در سینما را نداشته و به سوی تلویزیون سوق پیدا کرده است که در آنجا هم کار قابل توجهی نداشته. مدیری که محور این فیلم بود، گلیان تصویر را به عنوان اسپانسر و تهیه کننده ساخته های تلویزیونی پرطرفدارش در آن روزها با خود همراه کرد و بازیگردانی را هم به عهده گرفت! مدیری در این فیلم همان نقشی را داشت که مل گیبسون یکی ـ دو سال پیش از ساخت «توکیو بدون توقف» در «آنچه زنان می خواهند» بازی کرد؛ مردی که بر اثر بروز اتفاقی، ذهنیت زنان را می خواند! فیلم البته یک کپی دست چندم و مملو از بازیها و شوخیهای غیر قابل تحمل بود. در واقع تا سینماروها و مردم آمدند از کیفیت بنجل این فیلم مطلع شوند، فروش آن تا آستانه نیم میلیارد تومان پیش رفته بود!
سال ۸۳، مارمولک
«مارمولک» نهمین فیلم کمال تبریزی قطعاً اگر در مسیر اکران دچار مشکل نمی شد و دوره نمایش عمومی کامل و بی دردسری را سپری می کرد، می توانست عنوان نخستین فیلم میلیاردی سینمای ایران را در اختیار بگیرد. با این حال فیلم در سال ۸۳ به فروش ۷۷۰ میلیونی دست یافت که در نوع خود چشمگیر بود. فیلم یک تابوشکنی تمام عیار در پرداخت به زندگی روحانیون بود که تا پیش از آن از جمله در فیلم هایی مثل «زیر نور ماه» (رضا میرکریمی) صرفاً با نگاهی محتاطانه و بدون هر گونه شوخی به آنان پرداخته شده بود. البته این تغییر و تحول در پرداخت به کاراکترهای روحانی در آثار نمایشی در تلویزیون هم طی اوایل دهه ۸۰ شکل گرفته بود و نمونه های آنرا در سریالهای «گمگشته» (رامبد جوان) و «او یک فرشته بود» دیده بودیم. «مارمولک» اما یک استثنا در نوع خود بود. حتی طرح این بحث که فیلم اقتباسی از فیلم «ما فرشته نیستیم» ساخته نیل جوردن با بازی رابرت دنیرو، شون پن و دمی مور است نیز نتوانست نقطه ضعفی جدی برای فیلم شمرده شود. با آنکه مشخص بود ایده و پرداخت فیلم متعلق به پیمان قاسم خانی است، اما همان موقع گفته می شد برای آنکه حساسیت ها پیرامون فیلم افزایش پیدا نکند، طرح اولیه فیلم به منوچهر محمدی تهیه کننده آن منسوب شد. ضمن آنکه حضور پرویز پرستویی در نقش اول این فیلم به عنوان بازیگری که با فیلم مهم و ارزشی «آژانس شیشه ای» شناخته می شد، از ملزومات غیر قابل انکار در ساخت آن بود. بازیگری که بی شک در آن مقطع مشابهی برایش موجود نبود. او برای بازی در «مارمولک» در فجر ۲۲ جایزه ویژه هیات داوران را گرفت و در جشن خانه سینما هم صاحب تندیس شد. کسب سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و فیلم در فجر هم دیگر افتخارات «مارمولک» بودند.
فیلم «مارمولک» پس از چند هفته اکران از پرده پایین کشیده شد. تبریزی در مصاحبه ای درباره این فیلم با بیان اینکه قرار بوده نام آن «آدرس خدا» باشد، اما این اتفاق نیفتاد گفته است: «طنز «لیلی با من است» خیلی بیشتر از «مارمولک» ، اما هجو آن کمتر بود. من «لیلی با من است» را با سختی و دشواری بیشتری نسبت به «مارمولک» ساختم. از روحانیون تا مسوولان دولتی همه جلوی من ایستادند که آنرا نسازم. درباره «مارمولک» ممکن است خیلی حرف ها بزنند و حتی بگویند تبریزی می خواسته روحانیت را مسخره کند، اما اینکه بگویند به من گفته اند نام فیلم را عوض کن، اما من این کار را منوط به دریافت پول کرده ام، بی انصافی است!».