سریال ها لوس و خنک، فیلم ها بامزه و بفروش!

اگر در این سال ها مخاطب با علاقه و رغبت سریال های طنز را می دید، در دو یا سه سال اخیر این معادله تغییر کرده و کمتر سریال ها می توانند مخاطب را بخنداند. این مسأله در مورد سریال هایی مانند «پایتخت» که چندین قسمت از آن ساخته شد، به خوبی صدق می کند. سریالهایی که با افت کیفی شان موجب می شوند هر روز شمار بیننده های پر و پا قرص تلویزیون کاهش پیدا کند. ظهور نسلی از بازیگران با استعداد طنز از دهه ۷۰ با طنزهای آیتمی «ساعت خوش» و «سال خوش» به کارگردانی مهران مدیری شروع شد. پس از آن مخاطبان با بازیگرانی مانند رضا عطاران، سعید آقاخانی و پیمان قاسم خانی آشنا شدند که بعدها هرکدام راهی برای خود انتخاب کردند و پس از مدتی کار در تلویزیون، روی پرده سینما ماندگار شدند و دیگر به تلویزیون برنگشتند. در حقیقت کمدی سازهای تلویزیونی پس از بی توجهی مدیران تلویزیون و دست اندازهای متعدد مالی و سانسورهای بی قاعده، راه سینما را در پیش گرفتند و سعی کردند بخت خود را در این قالب محک بزنند. این تجربه امتحان شده خوبی بود؛ چرا که مخاطب با جنس طنز بخش زیادی از این بازیگران قبلا در تلویزیون آشنا شده بود و حالا با محدودیت ها و ممیزی های کمتر این کمدین ها را روی پرده سینما می بیند. این کمدی های سینمایی به رغم نقدهای فراوانی که به آن از سوی منتقدان وارد می شود، با فروش میلیاردی رو به رو شدند و در نوع خود موفق بودند. به هر حال، مشخص است که شکاف بزرگی میان کمدی های تلویزیونی و سینمایی به وجود آمده و کمتر بازیگر یا کارگردان شناخته شده طنزی مایل به کار در تلویزیون است. در این گزارش با جمعی از کارشناسان در خصوص علت کاهش کیفیت طنزهای تلویزیونی و گرایش کارگردانان و بازیگران کمدی به سینما صحبت کردیم که در ادامه می خوانید:
رضا مقصودی:
همین فیلم هایی که به آن عنوان سخیف می دهند سینما را می گردانند
رضا مقصودی نویسنده فیلمنامه «اخلاقتو خوب کن»، «من سالوادور نیستم» و «لیلی با من است» در خصوص اینکه چه تحلیلی از پیشی گرفتن کمدی سازی در سینما نسبت به تلویزیون دارید و چرا بازیگران طنز تلویزیونی کمتر به سراغ تلویزیون می آیند، به بانی فیلم گفت: عده ای مانند آقای مدیری که در «دورهمی» حضور دارد، از گذشته با تلویزیون کار می کردند . فکر می کنم آن نسل از بازیگران مانند آقایان عطاران، رادش و آقاخانی جایگزین نداشتند و آنها زمانی جوانتر بودند و سن پایینی داشتند و به تلویزیون آمدند، اما با افزایش سن و تجربه و رفتن به سمت سینما، علاقه مند به کار در این قالب شدند. سینما محدودیت کمتری به لحاظ ممیزی، سانسور و رعایت باید و نبایدها دارد. احتمالا پول بهتری از لحاظ مالی در سینما وجود دارد.
مقصودی ادامه داد: اگر بخواهند یک سریال ۶۰ قسمتی کار کنند، احتمالا زمان زیادی صرف می شود، اما در سینما دستمزدها بیشتر و مدت کار کمتر است. تمام این عوامل نشان می دهد که سینما خیلی برای کار کردن بازیگران راحت تر است. علاوه بر این، در این سال ها مخاطب تلویزیون کمتر شده است. وقتی مخاطب تلویزیون کمتر شود، بخش های بیشتری مورد توجه قرار می گیرد و یکی از این بخش ها سینماست. در این سال ها بازیگران موفق، بیشتر وارد سینما شدند و سینما با وجود کارهای کمدی رونق اقتصادی داشته است. در حقیقت همه چیز دست به دست هم داده تا نسبت به تلویزیون هم بیننده و هم هنرمندان توانا و صاحب نام گرایش کمتری داشته باشند.
نویسنده «لیلی با من است» در پاسخ به اینکه چه راهکاری برای افزایش سلیقه مخاطب در نظر دارید تا به کمدی های مورد علاقه مردم لفظ مبتذل و سخیف ندهند، گفت: دلیل اینکه چرا به آن ها مبتذل می گویند را نمی دانم و باید بررسی کنیم چه کسانی می گویند. فکر می کنم در تمام دنیا فیلم ها سطح نازلی دارند و ۱۰ یا ۲۰ درصد جزو فیلم های ارزشی و اتو کشیده هستند و مخاطبان خاص خودشان را دارند. ما نمی توانیم این فیلم ها را بکوبیم یا مورد تمسخر قرار دهیم، چون همین فیلم هایی که نام آن ها سخیف می گذاریم چرخ سینما را می گردانند؛ انصاف نیست به آن ها فیلم های درجه سه یا سخیف بگوییم.
وی افزود: به هرحال، این فیلم ها کارکرد خودشان را دارند و نمی توانیم آن ها حذف کنیم. در حقیقت باید تلاش کنیم تعداد فیلم های با محتوا و ساختار بهتر را تولید کنیم. این طبیعی است که این نوع فیلم ها مخاطب کمتری دارند و باید شرایطی را برای ساخته شدن این فیلم ها فراهم کنیم.
مقصودی در پاسخ به این پرسش که ورود مجلس را به ماجرای فیلم های کمدی چطور ارزیابی می کنید، گفت: مجلس هم ممکن است حساسیت هایی داشته باشد که برای مسائل مبهم هنرمندان به مسئولان توضیح دهند تا سوء تفاهم برطرف شود. این خوب است که برای توضیح و شرح دادن شرایط کاری خودمان وارد گفت و گو شویم و به آن ها کمک کنیم تا اقتضائات کار ما را درک کنند. نفس این مراوده خوب است و بد نیست که همیشه وجود داشته باشد، نه برای یک فیلم خاص.
حامد محمدی:
جسارت مدیران تلویزیون کم شده است
حامد محمدی کارگردان فیلم «اکسیدان» که این روزها روی پرده است و با حاشیه های متعددی رو به رو شده، در خصوص اینکه چه تحلیلی از پیشی گرفتن کمدی سازی در سینما نسبت به تلویزیون دارید، به بانی فیلم گفت: احساس می کنم جسارت مدیران تلویزیون کم شده است؛ چون مدیریت کلان تلویزیون به طور دائم در حال تغییر است. اگر به یاد بیاوریم، مدیران ارشد تلویزیون یک دوره طولانی ۸ یا ۱۰ ساله می آمدند و سیاست های خود را تعریف و برنامه ریزی می کردند. الآن متأسفانه مدیران ارشد تلویزیون دو یا سه ماه یکبار تغییر می کنند و زمان کافی برای برنامه ریزی های بلند مدت ندارند؛ یعنی تا یک طرح به مرحله تصویب و قرار داد می رسد و نویسنده بعد از چند ماه برمی گردد متوجه می شود که مدیر تغییر کرده و مدیر جدید هم سلایق متفاوتی دارد. طبیعی است که بعضی از همکاران برنامه ساز با این شرایط احساس ناامنی می کنند و با تردیدهایی نسبت به ورود به تلویزیون مواجه می شوند و ترجیح می دهند در فضاهای دیگری کار کنند.
محمدی با اشاره به اینکه دلیل دیگری که تا حدودی نظر شخصی ام است، افزود: فکر می کنم در این سالها برخی که تقریبا برای همه شناخته شده هستند و رسانه و امکانات و پول هم دارند، اصولا دوست ندارند مردم را شاد ببینند. در دنیا همه تلاش ها بر این است که مردم شاد باشند، اما نمی دانم چرا اینجا عده ای تلاش می کنند شادی را از مردم دریغ کنند. معتقدم مردم به درجه ای از آگاهی رسیدند که تصمیمات درست می گیرند و خودشان انتخاب می کنند.
فریدون حسن پور:
بار هدایت جامعه باید از روی شانه سریال و فیلم برداشته شود
فریدون حسن پور، کارگردان فیلم کمدی «ناردون» در خصوص اینکه چه تحلیلی از پیشی گرفتن کمدی سازی در سینما نسبت به تلویزیون دارید، به بانی فیلم گفت: تلویزیون خیلی زحمت کشید و نسلی از کمدین ها را پرورش داد و بعد این ها به سینما مهاجرت کردند و به همین دلیل دایره فعالیت تلویزیون محدود شد. به هرحال ساخت کمدی در تلویزیون سخت است. همین کار آخری که آقای مدیری در تلویزیون درباره پزشکان ساخت، با هجمه و حمله بسیاری رو به رو شد. دایره مخاطب تلویزیون خیلی زیاد است و به همین دلیل سانسور و فشار بیشتری روی آن وارد می شود. اما سینما این وسعت مخاطب را ندارد و دست عوامل فیلم بازتر است.
حسن پور در پاسخ به این پرسش که چرا این نسل از بازیگران و نویسندگان خوب مانند رضا عطاران و پیمان قاسم خانی از تلویزیون به سمت سینما رفتند و بازنگشتند، عنوان کرد: وسعت مخاطب تلویزیون زیاد است و تمام مسئولان مملکتی آن را تماشا می کنند و به همین دلیل تلویزیون در فشار قرار می گیرد. از طرف دیگر وقتی موضوعی در خصوص قشری خاص مانند پزشکان گفته می شود، دیگر این قشر هم برای دیدن فیلم نمی آیند.
وی در پاسخ به اینکه علت برخوردهای قهری با کمدی ها تنها به پایین بودن انتقاد پذیری باز می گردد یا نه، اظهار کرد: همه مسائل به یکدیگر مرتبط هستند و یکی از مهمترین مسائل پایین بودن انتقادپذیری است. وقتی در خصوص معلم ها صحبت می کنید، هر معلمی به خودش می گیرد و هرچقدر برایشان توضیح دهید، آن ها توجهی نمی کنند.
حسن پور با بیان تجربه ای در خصوص کاری که ساخته است، گفت: کاری ساختم که کارمند دفترخانه کارهای خلاف انجام می داد و بعد دادگاه کارمندان ما را خواستند و شکایت کردند. از قضا آن قاضی کار من را دیده و دوست داشت و در نهایت سوء تفاهم به وجود آمده برطرف شد. به هرحال، این جزو مشکلات ماست و اگر بررسی کنیم، می بینیم همه به نوعی درگیر این موضوع هستند. جامعه روی فیلم ها و سریال هایی که ساخته می شود، بی تأثیر نیست.
این کارگردان خاطرنشان کرد: فکر می کنم باید بار اخلاق و هدایت جامعه را از روی شانه سریال و فیلم بردارند. سریال و فیلم برای مردم نوعی تفریح به حساب می آید و ما بخش تفریحی را کم کردیم و بخش اخلاق و هدایت جامعه را بیشتر کردیم و این باعث شده در خصوص هر مسأله ای با مشکل مواجه شویم. بخش مهمی از تعریف سریال یا فیلم سرگرمی مردم است و بعد اگر حرفی دارند، بگویند. به همین دلیل اگر این مسئولیت از روی شانه های هنر کم شود، بسیاری از سوء تفاهم ها حل می شود.