اما و اگرهای واردات دارو

در نشست ویژه خبری شبکه دوم سیما مورخ هشتم آبان ماه ۱۳۹۶ مدیران ارشد صنعت دارویی کشور ، نظرات و دفاعیات و حملاتی بر صنعت دارویی کشور داشتند.
سوالات و شبهاتی مطرح گردید که به طور مثال، چرا حجم واردات فلان میزان هست یا نیست؟ چرا برخی داروهای تولید داخل واردات مشابه دارد؟ چرا برخی تولیدات تحت لیسانس یا صرفا بسته بندی در زمره تولیدات دارویی قرار گرفته است؟ یا اینکه ادعا شد بابت واردات یک داروی مشابه تولید داخل یک شرکت خصوصی دچار ضرر هنگفتی شده است و … به نظر می رسد نه تنها بر شفافیت فضای صنعت دارویی کشور و کاهش مشکلات آن، افاقه نکرده و نمی کند، بلکه فقط بر پیچیدگی و ابهام آن افزوده است.
اگر صدا و سیمای ملی می خواهد کاری موثر کند به جای برداشتن علم انتقاد با نگاه تک زوایه ی واردات ممنوع، به ریشه یابی و علل این موارد و معضلات واقعی که در حال حاضر این صنعت با آن دسته و پنجه نرم می کند، بپردازد.
در حال حاضر صنعت پزشکی در مرتبه اول و کلان و صنعت دارویی کشور در رتبه بعدی، از یک یا چند عارضه بسیار مهم تری رنج می برد که حجم واردات یا وجود واردات داروهای مشابه داخلی در برابر این افت های همه جانبه در شرایط فعلی اصلا به چشم نمی آید.
زمانی که یکی از مدیران سابق برای کنترل قیمت های بازار و جلوگیری از برخی رانت های زیر پوستی و همچنین به جهت حمایت از تولید کنندگان محترم، اقدام به تثبیت قیمت های ریالی مصرف کنندگان نهایی دارو کردند و قیمت ریالی را مبنای تعیین سودهای مجاز شبکه توزیع همانند داروخانه ها و شرکت های پخش قرار دادند، به این جهت بود که دیگر کسی نتواند بر اساس توان بیشتر یا کمتر، قیمت ارزی خود را بالا و پایین کرده و سودهای کلانی که در گفتگوی خبری صحبت از آنها بود را به جیب بزند و علاوه بر این با دسته بندی داروها به برند اصلی و ژنریک و وارداتی ثبتی و فوریتی اقداماتی حساب شده در جهت کنترل واردات برداشتند که صد البته در برخی موارد با آفت هایی هم همراه بوده است که فی المثل برخی داروهایی که قیمت های جهانی واقعی آن، بالا بوده به جهت واردات فوریتی و محدود و بدون در نظر داشتن کشور یا کارخانه تولید کننده و حتی میزان زمان انقضای دارو که موثر در قیمت واردات آن است، مبنای قیمت گذاری برخی داروهای اروپایی با کیفیت بالا قرار گرفته که البته تا حدی و به مرور با ارائه مستندات بسیاری از این موارد رفع گردیده است.
در قدم دیگر برای داروهای گران قیمت هم مارجین های کمتری در شبکه توزیع در نظر گرفته شده است که موجب گردیده باز هم قیمت تمام شده کنترل گردد و در مرحله دیگر برای داروهای تولید داخل اولا مارجین های بالاتر تعیین کرده اند تا رغبت داروخانه ها و شرکت های پخش به فروش این اقلام افزون گردد و حمایت بیشتری شود و هم اینکه در مورد داروهای بدون نسخه تولیدکنندگان را در قیمت گذاری آزاد گذاشتند تا با ارائه کیفیت بالاتر و اقدامات مثبت بتوانند از قیمت بهتری برخوردار باشند.
چه کسی هست که در بازار دارویی کشور بتواند اثبات کند سود و منافع تولید کننده از واردکننده کمتر است. شاید برخی عزیزان راحتی کار واردات را هم جز منافع ریالی واردات محاسبه کرده و با آن جمع می کنند و این درحالی است که وقتی قیمت ریالی مصوب سازمان غذا و دارو برای مدت یک و نیم سال است هیچ تغییری نکرده و با وجود افزایش حدود ۲۵ درصدی قیمت ارز مبادله ای باز هم نیتی بر تغییر وجود ندارد، حال به نظر شما مارجین وارد کننده از قیمت ریالی مصرف کننده پس از کسر ۱.۱ برای داروخانه و ۱.۰۸ برای شرکت پخش شامل ۱.۱۵ و ۱.۱۳ تعیین می شود، با توجه به قیمت امروز ارز مقرون به صرفه است؟
خوب است شرایط اقتصادی کشور در همه جوانب نگاه شود؛ قریب به ۱۰۰% داروهای بیمارستانی بعد از توزیع با بازگشت های ۸ تا ۱۴ ماه به صورت روتین مواجه هستند و این در حالی است که قیمت ارز بالاتر رفته و مارجین واقعی وارد کننده بسیار کاهش پیدا کرده و فروش دارو در هر محموله هم طبیعتا به صورت یکپارچه و در یک زمان اتفاق نمی افتد و به طور متوسط بین ۴ تا ۵ ماه زمان نیاز است تا آمار هر محموله وارداتی صفر گردد. حال به نظر یک کارشناس اقتصادی با وجود مارجین های تعیین شده و خواب فروش و خواب سرمایه ای که شرکت های وارد کننده با آنها مواجه هستند ، چه توجیه اقتصادی می تواند وجود داشته باشد؟
صد البته که آفت بدهی شرکت های بیمه گر و بدهی دولت به صنعت دارو تنها دامن واردکنندگان را نگرفته است و قطعا تمام ایفاگران نقش این صنعت اعم از تولیدکنندگان و توزیع کنندگان و داروخانه ها را دچار مشکلات عدیده کرده است.
برخی مدیران محترم صنعت دارویی مقایسه می کنند مارجین تولید دارو در کشورهای اروپایی و غربی را با صنعت داخلی، که خالی از لطف نیست نظرشان را جلب کنم به مقایسه خواب سرمایه و نحوه و سرعت گردش مالی، بازگشت سرمایه، نحوه بازاریابی و مارکتینگ و هزینه های مرتبط با آن، تسهیلات بانکی ، نرخ سود بهره آن و نرخ تورم سالیانه که بالتبع میزان مارجین تعریف شده به تناسب این موارد در قیاس با شرایط داخلی کاملا متفاوت است.
چرخه صنعت دارویی علاوه بر اینکه ضامن سلامت جامعه و افراد یک کشور است، یک چرخه کاملا تخصصی و اقتصادی است. نمی توان با کیفیت پایین مواد اولیه و داروهای نهایی تولید داخل انتظار داشته باشیم افراد و بیماران که نیازمند نتیجه گیری مناسب در قیاس با هزینه ای که متحمل می شوند، هستند به استفاده از این داروهای کم کیفیت دل خوش باشند و به هیچ عنوان درخواست داروی مشابه خارجی با کیفیت بالاتر آن را نداشته باشند.
شاید برای برخی بیماران که داروهای کم اهمیت استفاده می کنند ـ به فرض مثال قرص استامینیوفن – کم کیفیت آن را استفاده کنند و اهمیتی برای آنها نداشته باشد اما برای بیمار یا جانباز شیمیایی یا شیمی درمانی یا مغز و اعصاب کیفیت داروهای مصرفی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
نباید واقعیت ها را نادیده گرفت و صرفا با استناد به اقتصاد مقاومتی بدون تجدیدنظر در کیفیت و افزایش خدمات و بالا بردن سطح رضایتمندی بیماران با چشمانی بسته فقط کلام باز کنیم که واردات ممنوع شود.
اگر تولید داخل در حال حاضر دارای ظرفیت های خالی است و کارخانه ها بدون نیاز به دریافت مطالبات سنگین خود اقدام به تعدیل نیرو و کاهش تولید کرده اند و تنها آفت چرخه تولیدشان واردات کالاهای مشابه است که صد البته وظیفه قانونی و شرعی و اخلاقی وزارت بهداشت در این شرایط حمایت همه جانبه از تولید داخل نماید و واردات را محدود نماید اما وقتی یک شرکت دارویی اقدام به اخذ IRC تولید یک دارو می کند و بعد از گذشت مدت زمان زیادی حتی یک عدد هم تولید نمی کند، چرا که متوجه شده یا شرایط به گونه ای ایجاب کرده که این دارو مقرون به صرفه نیست، آیا دیگر جای محدودیت واردات است؟
و علت عدم مقرون به صرفه بودن تولید برخی داروهای وارداتی، حجم کم مصرف این داروها در داخل کشور در مقایسه با حجم تولیدی آن در خارج از ایران است و قطعا اگر تولید کننده داخلی بخواهد این داروها را در ایران تولید کند دارای قیمت تمام شده بالایی خواهد بود که به این صورت هزینه بار شده بر دوش صنعت دارویی کشور بسیار بیشتر از حال حاضر می شود.
در بسیاری از داروهای مولوکول جدید و قدیم موجود در بازار عدم وجود صرفه اقتصادی در تولید این داروها یا نیازمندی به تکنولوژی خیلی بالا مانع از تولید داخل می گردد و یا حتی در برخی موارد با وجود تولید داخل ولی به دلیل پایین بودن کیفیت داروهای تولید داخل، برای تامین رفاه بیماران خاص به صورت محدود اقدام به واردات برخی داروهای خاص می شود.
بله می بایست در کشور عزیزمان بیش از پیش از تولید داخل حمایت کرد و این حمایت صرفا در نحوه قیمت گذاری نیست بلکه در متعادل کردن گردش مالی و بازگشت سرمایه و ممانعت صحیح از واردات کالای مشابه است. نه به یکباره قطع کردن واردات یک دارو به دلیل تولید داخل بدون لحاظ کردن کیفیت تولید داخلی، کاری صحیح است و نه باز گذاشتن و محدود نکردن آن. بالاخره شرکت های وارداتی هم در صنعت دارویی کشور در زمینه دارورسانی و خدمت به بیماران قدم های فروانی برداشته اند و داشتن نگاه منفی و سخیفانه به این شرکت ها کاری ناجوانمردانه است.
چقدر زیبنده است شرکت های تولیدکننده دارو یا حتی مواد اولیه، اول به خود سوزنی زده و کیفیت خود را در معرض استانداردهای بین المللی و یا ارای واقعی بیماران و مصرف کنندگان نهایی بیازمایند و بعد با دستانی پر و سینه ای ستبر در مقابل واردات داروهای مشابه خود علم اعتراض بردارند و صرف تولید و عرضه به بازار و بعد با رقابت های کاذب و تکنیک های نادرست سعی در فروش محصولات خود نداشته باشند.
نکته آخر اینکه حمایت دولت در زمینه تولید دارو دارد نباید به سمت شرکت هایی خاص کشیده شود که جز ایجاد انحصار یا قدرت فائقه ی مضر سودی ندارد و از طرف دیگر آرزو داریم مشابه این حمایت و اراده بزرگ در تمامی عرصه ها و زمینه های تولیدی کشور با در نظر داشتن تعادل بازار و دو کفه عرضه و تقاضا نسبت به واردات و تولید اتفاق بیفتد.