استادیوم برای زنان، زندانِ مهریه برای مردان!

۳: اگر اینقدر که مردها روی ورود زنان به استادیوم اصرار دارند خود زنها مایل به استیفای چنین حقی بودند، قطعاً تا به حال در این زمینه گشایشی حاصل شده بود. در حال حاضر شاید بیش از دوسوم محتوایی که در این زمینه تولید میشود، توسط مردهاست. چه در عالم ستارهها و چه در دنیای شهروندان عادی، عمدتاً این مردها هستند که غم پشت در ماندن زنان را میخورند. این اتفاق در حالی رخ میدهد که در تاریخ معاصر ایران زنان به وضوح نشان دادهاند اگر «واقعا» چیزی را بخواهند، آن را به دست میآورند.
۴: طنز ماجرا این است؛ بسیاری از مردانی که در حمایت از حضور زنان در ورزشگاه گریبان پاره میکنند، خودشان تجربه چندانی از حضور در این محیط ندارند و بعضا سالهاست که سری به ورزشگاه محل برگزاری یک بازی مهم نزدهاند. بنابراین نمیتوان بر این جماعت خرده گرفت که چرا اینقدر سهل و آسان در مورد ضرورت فوری حضور زنان در ورزشگاه سخن میگویند و مثلاً طوری حرف میزنند که انگار اگر همان یک مأمور نیروی انتظامی از جلوی در کنار برود، همه مشکلات حل است.
۶: منع ورود بانوان به ورزشگاهها یک دغدغه زنانه فرعی است که امروز با شدتی عجیب اولویت پیدا کرده و در کانون توجهات قرار گرفته اما درست در همین شرایط انواع دغدغههای جدی مردانه در همین جامعه وجود دارند که به هیچ گرفته میشوند؛ از گرفتاری رکود و بیکاری و ورشکستگی کارخانهها و قاچاق کالا که تبعاتش عمدتاً مردان را به عنوان مسئول سنتی تأمین خانواده آزار میدهد تا رنج کهنهای به نام خدمت سربازی اجباری و همگانی که در ساختار اداری کشور ایران به مسئلهای لاینحل میماند.